قالب وبلاگ
[ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 13:42 ] [ فرزانه باستان ]
[ جمعه سی و یکم مرداد 1393 ] [ 16:5 ] [ علی کهندل شیرازی ]
پیشاپیش روز داروساز و تبریک میگم . 

پشت شیشه یه ماشین نوشته بود :

                                          همه راضی از کشف رازی !

[ جمعه سی و یکم مرداد 1393 ] [ 15:6 ] [ علی کهندل شیرازی ]

راز جهان، معنای زندگی؟

مقدمه: متن زیر حاصل دو پرسش و پاسخ کوتاه و فیس­بوکی میان آقای هادی هاتفی و دکتر بیژن عبدالکریمی در خصوص راز جهان و معنای زندگی است. یقیناً پرسش از راز جهان و معنای زندگی مسألة بسیاری از افراد، به خصوص جوانان، روزگار ماست.

 (بعد از خواندن این پست حتما پست بعدی را هم مطالعه کنید)

پرسش نخست آقای هادی هاتفی:

 

آقای عبدالکریمی!

سلام. اصلاً هدف از خلقت چیست؟ ما چرا به این جهان پاگذارده ­ایم؟

هادی هاتفی

26/4/1393

 

پاسخ آقای عبدالکریمی به پرسش نخست:

 

آقای هاتفی عزیز!

سلام. این پرسش شما یک سؤال معمولی نیست بلکه ...

 

لینک ادامه مطلب

[ جمعه سی و یکم مرداد 1393 ] [ 12:6 ] [ علی کهندل شیرازی ]

 دوستان عزیز این گفت و گو بسیار با ارزش هست ،به باور من. سعی کنید سر حوصله و در زمانی که شاداب هستید با دقت و به آرامی و تا انتها این دیالوگ را مطالعه کنید درباره مطالبش فکر کنید و اگر سوال و نظری دارید از ما دریغ نکنید . مشتاقم نقاط مبهم این بحث را برای همدیگر با گفتگویی دوستانه و با دغدغه برای کشف حقیقت برای همدیگر روشن کنیم. 

مقدمه: متن زیر گفت وگویی اینترنتی میان آقایان بابک باری سرار و بیژن عبدالکریمی در خصوص نزاع میان اگزیستانسیالیسم و فیزیکالیسم بر سر اصالت یا عدم اصالت «تفکر و آزادی انسان» و به تعبیری امکان یا عدم امکان تقلیل و تأویل نحوة تفکر،‌ کنش ها، انتخاب ها و تصمیمات آدمی بر اساس شرایط و امور فیزیکی، بیولوژیک، ‌مغزی و نورولوژیک است. نظر به اهمیت موضوع، متن این گفت وگو تقدیم علاقه مندان می گردد:

 

متن پرسش آقای بابک باری سرار:

 

با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار جناب آقای بیژن عبدالکریمی!

آقای دکتر! بنده سؤالی از شما در زمینه اگزیستانسیالیسم داشتم. یکی از اصول این مکتب مبحث «آزادی» است به گونه ای که انسان را به عنوان موجودی ضروری و تحت جبر طبیعت (یا خدا) نمی داند و انسان را موجودی «طرح انداز» تلقی می کند. ....

لینک ادامه مطلب

 

 

[ جمعه سی و یکم مرداد 1393 ] [ 12:1 ] [ علی کهندل شیرازی ]
سلام
به گفته ی خانم سلیمانی ، انتخاب واحد از 2شهریور شروع میشه و تا 6 شهریور ادامه داره....

برای دیدن برنامه ی کلاسی ،امتحانی  اینجا کلیک کنید.

 

 

[ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 ] [ 22:48 ] [ آمنه دهقانی ]
سلام دوستان

بنابر نیاز همگانی به جزوات کارآموزی، فایل پی دی اف اون ها رو در این پست می تونید دانلود کنید.

*جزوات امتحان آخر (شامل جلسات 14 و 27 تا 33 (به جز جلسه ی سی و یکم که مربوط به دکتر منتصری بود و طبیعتا جزوه ای هم نداشت)) قبلا روی وبلاگ گذاشته شده.

*جزوات امتحان های اول و سوم کامل نیستن؛ فایل جزوات جلسات 3 و 4 و 5 از امتحان اول و جلسه ی 23 از امتحان سوم رو ندارم، اما ایشالا فایل های این جلسات رو هم مهیا کنم و در قالب پستی جداگونه روی وبلاگ میذارم.

جزوات امتحان اول رو از اینجا دانلود کنید.

جزوات امتحان دوم رو هم از اینجا.

و این هم لینک مربوط به جزوات امتحان سوم : لینک 

تشکر و اعتذار.

[ شنبه چهارم مرداد 1393 ] [ 22:43 ] [ محسن رنجبر ]
مقدمه:
همیشه وجدان اخلاقی‌ام با این نهیب روبرو بوده است که «تو به عنوان یک اهل قلم و به عنوان یک شهروند جهانی و از همه بالاتر به عنوان یک انسان در برابر رنج‌ها و دردهای مردم مظلوم، بی‌دفاع و رنج‌کشیدهٔ فلسطین، که همچون زگیل زشتی بر چهرهٔ تمدن به ظاهر زیبا و فریبندهٔ امروزی خودنمایی می‌کند، چه کرده‌ای؟» ارسال نامهٔ زیر به رئیس‌جمهور آمریکا، بعد از وتو شدن حق تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی توسط آمریکا در آبان‌ماه سال ۱۳۹۰ صرفاً می‌توانست مرهمی بر جراحت دیرینهٔ وجدان انسانی‌ام باشد. این روزها با دیدن خاموشی نسبت به جنایات عظیم در غزه، زخم وجدانم دوباره سر باز کرد. انتشار این نامهٔ قدیمی در اینترنت تنها مفری بود که می‌توانست گریبانم را از چنگال فشار بغض ناخاموشم در این شب‌ها برهاند:

آقای رئیس‌جمهور اوباما،
با سلام و احترام. امیدوارم که در هنگام دریافت این نامه خوب و شاد باشید. اینجانب، بیژن عبدالکریمی، یک استاد ایرانی فلسفه در تهران، خواهانم پرسشی را که در این روزهای اخیر ذهنم را بسیار درگیر کرده است، با شما، در مقام رئیس جمهور ثروتمندترین و نیرومندترین کشوری که تاریخ بشر تاکنون به خود دیده است، در میان بگذارم. ابتدا باید خدمت‌تان عرض نمایم که بنده نه یک بوروکرات رسمی یا عضوی از حکومت جمهوری اسلامی و نه عضوی از جنبش‌های به‌اصطلاح اسلامی و به تعبیر شما بنیادگرا هستم، و نه تعلقی به جنبش‌های چپ مارکسیستی دارم؛ بلکه صرفاً در مقام یکی از هفتمیلیارد انسانی که بر روی کرهٔ زمین زندگی می‌کنند، و به عنوان شخصی که هم به دلیل وجههٔ روشنفکری‌تان و هم به دلیل اینکه نخستین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست‌  آمریکا هستید و هم به دلیل هوش سرشارتان در استفاده از شبکه‌های اجتماعی فضای مجازی برای مبارزات انتخاباتی و غلبه بر رقبایی که به کانون‌های اجتماعی و اقتصادی قدرت تعلق داشتند و نیز به جهت برگزیدن شعار «تغییر» و هم به دلایل متعدد دیگری برای شما احترام خاصی قائل بودم.
همچنین، باید اضافه نمایم که در دهه‌های اخیر تحولات ژرفی در فضاهای فکری جهانیان صورت گرفته است، تا آنجا که مفاهیمی چون «استعمار»، «امپریالیسم»، «کاپیتالیسم» و... ــ اگر نه کاملاً، لیکن تاحدود زیادیــ از گفتمان‌های روشنفکری جهانیان متأسفانه یا خوشبختانه ــ شما خود در این باره قضاوت کنیدــ رخت بربسته، و حتی بسیاری «استعمار یا امپریالیسم دیروز» را به منزلهٔ «فرشتهٔ نجات امروز» تلقی می‌کنند. به علاوه، هم حضور شما در عراق، که به سرنگونی صدام انجامید، و هم جنگ شما با طالبانیسم در افغانستان، که با هزینهٔ سنگین کشته شدن بسیاری از سربازهای آمریکایی صورت گرفته است، و نیز حضور ناتو در لیبی و سقوط معمر قذافی، و نیز نفرت و بیزاری روشنفکران اکثر قریب به اتفاق مللِ به‌اصطلاح جهان سوم از حکومت‌های دیکتاتوری خود، نوعی گرایش مثبت به غرب به وجود آورده، تا آنجا که لیبرال‌دمکراسی غربی را یگانه راه نجات جوامع خود تصور می‌کنند.
حال، نکته‌ای که خواهانم آن را با شما در میان بگذارم این است: موضع شما به طور خاص، و موضع آمریکا به طور کلی، در قبال به رسمیت شناخته شدن ملت محروم و ستم‌کشیدهٔ فلسطین تردیدی جدی در دل بسیاری از توده‌ها و روشنفکران سراسر جهان نسبت به ارزش‌های لیبرال‌دمکراسی غربی افکنده و خواهد افکند و این گمانه را تقویت خواهد کرد که لیبرال‌دمکراسی غربی و ارزش‌های آن چیزی جز دستاویزی فریبکارانه برای نیل به اهداف سیاسی و اقتصادی نبوده، فاقد هر گونه اعتبار و اصالتی است.
سؤال من، در مقام یک معلم فلسفه این است:  آیا شما، در مقام رهبر کشوری که هژمونی تمدن جهانی غرب و ارزش‌های لیبرال‌دمکراسی آن را برعهده دارد، هیچ به این امر اندیشیده‌اید که موضع‌گیری در برابر به رسمیت شناختن فلسطینیان به منزلهٔ یک ملت و حاکمیت مستقل و مخالفت در برابر خواست بخش بسیار عظیم جهانیان چه نتایج و تعاقبات سیاسی، اقتصادی و از همه مهم‌تر فرهنگی برای غرب و آمریکا به همراه خواهد داشت؟ آیا فکر می‌کنید از دست رفتن همهٔ اعتبار و آبروی آمریکا و ارزش‌ها لیبرال‌دمکراسی غربی در میان بخش وسیعی از جهان موسوم به جهان سوم و نیز حتی در میان خود روشنفکران و متفکران اروپایی و آمریکایی، جایی برای هژمونی آمریکا و غرب در جهان کنونی باقی خواهد گذاشت؟ آیا به نظر شما دفاع از اسرائیل و منافع کوتاه‌مدت غرب در خاورمیانه به بهای از دست رفتن حیثیت و آبروی جهانی و قربانی شدن منافع استراتژیک‌تان امری عاقلانه است؟
به گمان من، امروز حل یا عدم حل عادلانهٔ مسألهٔ فلسطین به یک امتحان حیاتی برای ارزش و اعتبار و آیندهٔ تمدن غرب تبدیل گشته است.
با احترام
بیژن عبدالکریمی
دانشیار فلسفه
ایران، تهران  
۹ آذر ۱۳۹۰

Mr. President Obama,
Greetings.
I hope this letter finds you fine and happy. I, Bijan Abdolkarimi, an Iranian professor of Western philosophy, would like to put to you, as the president of the richest and the most powerful country that has emerged in the history of mankind on Earth, a question that has engaged me in recent days. First, I have to say that I am by no means an official bureaucrat in the Islamic Republic of Iran or a member of the so called Islamic movements (a fundamentalist as you call it), or interested in leftist Marxist trends. I am only one of the seven billion ordinary men who live on Earth and a person who respected you because of your intellectual manner, your being the first American black president, your talent in using new, virtual, social networks in your presidential election, your victory over competitors backed by social and economic canons of power, as well as your "change" motto, and so many other reasons.
    In addition, unfortunately or fortunately—you yourself judge in this case, in recent decades, very profound changes have occurred in the world mental sphere as far as concepts like "colonization", "imperialism" and "capitalism" have departed the world’s intellectual discourses—if not absolutely but to very large extent; even today some conceive "the past colonization or imperialism" as "present savior angel."
    Moreover, there has formed a kind of positive attitude to the West among the so-called third world societies because of the presence of American soldiers in Iraq, which came to end the overthrow of Saddam Hussein's regime, your war with Talibanism in Afghanistan at the very hefty expense of many American young soldiers dying, and the presence of NATO's forces in Libya which ended in Moammar Gazzafi's overthrow.  As well, most intellectuals of the above mentioned countries have an aversion to their dictator states and they conceive western liberal democracies as the only saving grace for their societies.  
    But, I would like to draw your attention to this point:
    Your negative position in particular, and the negative position of America in general, regarding the recognition of oppressed Palestinians have raised very deep doubts concerning the values of western liberal democracies in the heart of many people and especially intellectuals throughout the world.  It will enforce the belief that western liberal democracy and its values are nothing save a deceitful pretext to attain some political and economic goals, and that they lack any credibility and authenticity.         
     As a professor of philosophy, I would like to ask you: Have you, as the leader of the country which holds the hegemony of the global western civilization and its liberal democratic values, thought that your negative position against the recognition of Palestinians as an independent state and your opposition to the will of the greater number of people throughout the world, will end in political, economic and, ever increasingly, cultural implications and consequences for the West in general and America in particular? Do you think that, after losing all the credibility and dignity of America and Western liberal democratic values among a great number of peoples in so called third world societies and even among the thinkers and intellectuals of the western countries themselves, there will be any place for the hegemony of America and other western countries? Is it, according to you, intelligible to defend Israel and your short-time interests in the Middle East at the expense of your global credibility and the sacrifice of your long-time strategic benefits?
In my opinion, today’s problem of Palestinians and its just or unjust outcome is a vital, crucial examination of the values, credibility, and the future of the West.
Respectfully,
Bijan Abdolkarimi
An Iranian professor of Western Philosophy
Iran—Tehran
2011/11/1


                                                                                                                   abdolkarimi.org 

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 15:12 ] [ علی کهندل شیرازی ]
سلام دوستان

چند نکته هست که در زیر به انها اشاره می شود:

1) تاریخ انتخاب واحد تابستان از تاریخ 22 / 4 تا 23/ 4 می باشد که دوستان باید دروس کارآموزی داروخانه و پایان نامه 3 را برگزینند.

2) امتحان جامع کارآموزی به تاریخ جدید 27 / 6 / 93 جابجا شد.

3) کلاس های مشاوره و نسخه خوانی بدلیل عدم هماهنگی اساتید و هم چنین اصرار ایشان به برگزاری در مهرماه ، در تاریخ جدیدی که اطلاع رسانی می شود خواهد بود.

سپاس

 

[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 13:22 ] [ آبتین بهبهانی ]
سلام دوستان

با پیگیری های خانم دکتر حیدری ، معاونت آموزشی دانشکده گفتند که برای مشاوره و نسخه خوانی کارآموزی از لحاظ اسکان و تغذیه مشکلی نیست؛ دوستانی که تمایل دارند تا روز شنبه مورخ 4/14 به نماینده کلاس خبر دهند.

سپاس

[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 13:31 ] [ آبتین بهبهانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

رشته داروسازی سرحلقه درمان همه بیمارانی است که چشم امید به داروهای مؤثر، کم ضرر و پر اثر دوخته‌اند. ابزار مداوا که دارو بخشی از آن است، نقش خود را به خوبی ایفا می‌کند و رشته داروسازی همان علمی است که در ساخت و تولید دارو و دادن اطلاعات داروئی خدمات ارزنده‌ای را ارائه می‌دهد
امکانات وب