قالب وبلاگ
[ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 13:42 ] [ فرزانه باستان ]
سلام:

دوستانی که در رمز گشایی شاهکار ادبی و هنری

نواریون 13 مشکل داشتند می توانند اسلاید های این

جلسه را دانلود کنند تا شاید در امر خطیر رمز گشایی

بتوانند بهتر عمل کنند......

لینک دانلود :

http://s5.picofile.com/file/8152838476/anticholinergics_new.ppt.html

[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 16:8 ] [ حمیدرضا غفوری ]
[ پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 ] [ 20:59 ] [ محسن رنجبر ]
 اصلاحيه نواريون 1:

ص 1 خط اخر tyndall effect

کلا چون فونت عوض شده هرجا که خاليه حروف هاى t,i,o,f جا موندن!!!

ص2 خط4: associationو خط 16 continuou solid

ص3: poly hydroxy ethyl meta acrylate

ص5:خط15: intraction, و خط 18 flow

خط 23: junction zones

ص5: خط 5: film

خط 14: water activity

ص5: HPMC

After rest:

ص7: خط6: junction zone

خط 9: prepration

ص8: termosensetive sol -gel

ص9: wetting agent

[ پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 ] [ 14:32 ] [ نسترن بابایی(مدیر وبلاگ) ]
[ پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 ] [ 12:10 ] [ محسن رنجبر ]



......چرا ما این قدر دستهایمان را می شوییم؟ آیا شستن دستها بعد از اجابت مزاج چنانکه برخی می گویند جنبه های روانی هم دارد؟ آیا ما اینهمه نیاز به تمیز شدن داریم؟ خودمان را از چه چیز پاک می کنیم؟تا زانو همگی در خون نیستیم؟ این جهان تازه ای است یا ما راه های تازه ای برای تبعات روانی خشونتهایمان یافته ایم؟ آیا راست است که ما به اینجا هبوط کرده ایم؟......






نامه علیرضا شفاه - یک فارغ التحصیل فلسفه علم دانشگاه شریف - در پاسخ نوشته ای از یک همکلاسی اش

لینک پست اصلی

هو الحق

«مسئله‌ی من همان جایگاه عقل در پیروی است»

هیچکداممان حق ندارد نسبت به این پرسش ها با عجله پاسخی برای خود یا دیگران فراهم کند:

1- آیا اخلاق مقدم بر عقل یا مستقل از آن است؟

‌أ. آیا تجویز پیروی کورکورانه و غیر کورکورانه از پیشوا و امام و ... تجویزی اخلاقی است؟

2- چرا احکام اخلاقی در میان جوامع و در تاریخ همان جوامع یکسان نبوده؟

‌أ. آیا با نوعی پیشرفت اخلاقی نظیر پیشرفت علمی مواجهیم؟ آیا پیشرفت عقل چنین رقم زده؟

‌ب. آیا مشرک و کافر بی اخلاقند؟

‌ج. آیا راست است که گفته اند «فتوت» نظام اخلاقی اعراب جاهلی بوده است؟

‌د. آیا حقیقت دارد که ایدئولوژی نازیسم نظمی به شدت اخلاقی بوده است و کمونیزم هم؟ آیا مطمئنیم که برتری آمریکا در این بود که نظام اخلاقی ملایم تری داشت؟ یعنی آیا آمریکا فاسق است؟

‌ه. آیا فاسق و کافر و مشرک مختلفند؟ آیا بیرون از دایره ی جامعه¬ی دینی فسق قابل اطلاق است؟ آیا آمریکا فاسق است؟

‌و. چرا ورنر یگر در تحلیل درخشان خود از پایدیای یونانی، اخلاق را بنیاد غایی جامعه ی یونانی میگیرد؟ وچرا آنرا از شئون نحوه ی حیات طبقه ی اشراف می شمرد؟

3- برکنار بودن یا نبودن دامان تفکر از بحر سیاست به چه معناست؟

‌أ. آیا سیاست نوعی دغل بازی است؟ آیا با اهوای بنی بشر می تواند جامعه را تدبیر کند؟ آیا حقیقت هوای نفس با نظم سازگار است؟ آیا نظم عالم جدید متکی به هوای نفس مردمان آن است؟ آیا عالمان عالم مدرن می توانند با پیروی از اهوای نفس علم و تکنیک را پیش ببرند؟ آیا امروز سیاست تشبه به علم کرده است؟ آیا این تشبه با پیروی از هوای نفس جمع می شود؟ اگر آری، آیا سیاست مداران از هوای نفس خود پیروی می کنند یا آنها نگهبانان هوای نفس انسان در حیث جمعی آن هستند؟ آیا آنها در این راه دشواری و رنج و تعبی بیش از آدمهای معمولی اعم از مومن و فاسق و کافر و مشرک و ... متحمل نمی شوند؟ چه چیز آنها را تا این پایه به نگهبانی از اهواء نفسانی مردمان مقید (متّقی!) کرده است؟ آیا این یک نظم اخلاقی است؟ آیا غرب این نظم را عین حق و حقیقت نمی داند؟ آیا تفکر فلسفی غرب با این نظم تناسب دارد؟ هنر و علم و تکنیک و قدرت غرب چطور؟ آیا آن اخلاق یک استنتاج منطقی از فلسفه غرب است یا برعکس آن را راه می برد؟ پس آنها به چه معنا با هم تناسب دارند؟

‌ب. آیا سیاست و اخلاق می توانند ره آموز فلسفه باشند؟ آیا جایی هست که ملتقای اخلاق و تفکر باشد؟ آیا سیاستمدار می تواند در قامت متفکر ظهور کند؟ یا برعکس؟ آیا تفکر می تواند به هیچ اخلاقی دامن نزند و در حقیقتش با حقیقت هیچ سیاستی شریک نباشد؟ آیا این بدان معناست که مقام متفکر لاجرم مقام ایدئولوگ، روشنفکر یا حتی سیاستمدار است؟

‌ج. آیا اخلاق می تواند برای تفکر خطر آفرین باشد؟ آیا مخالفت کمونیستها با فیلسوفان غیر مارکسیست و مخالفت لیبرالیسم با مارکس به زیان تفکر بوده؟ آیا مخالفت جمهوری اسلامی با وبر و مارکس به تفکر زیان رسانده؟ آیا هواداری کمونیستها از مارکس برای تفکر مفید فایده بوده؟ چرا هوسرل می گفت «پدیدار ورای مخالفت و موافقت می ایستد»؟ آیا شیء و «نظم اشیا» بی فکر سرپاست؟ آیا نظم جز از آگاهی مجلای ظهور دارد؟ آیا میان نظم و تفکر ربطی هست که جز به بهای گریز از مخالفت و موافقت با نظم فاش نمی شود؟ آیا می توان به تفکر زیان رسانید؟ آیا می توان به تفکر فایده رسانید؟ آیا تنها تفکر است که می تواند به ما فایده برساند؟ فایده ی تفکر چیست؟ آیا می توان از تفکر محروم ماند؟ آیا گرفتاری در تجویزهای اخلاقی ایدئولوژی ها می تواند ما را محروم از تفکر کند؟

آیا شعار آزادی بیان جهان را به دیدار تفکر برده یا از آن محروم کرده؟ آیا این یک شعار ایدئولوژیک و شعار یک ایدئولوژی است؟ آیا ازلی است و تا ابد خواهد ماند؟ آیا تاریخ چنانکه می گویند تاریخ ستیزه ی شهیدان راه آزادی با سیاستمداران محروم از تفکر است؟ آیا می توان برای آمدن تفکر سیاستگذاری کرد؟ اگر سیاستمدارانی که چنین تدبیری در مشت خردش داشته باشد نبود یا در راس نبود آیا راهی برای به وجود آوردنش هست؟ آیا چنانکه پوپر میگوید باید علیه چنین جوامع دور از تفکری متوسل به سلاح و زور نظامی شویم؟ آیا راهی برای خروج از عسرت هست؟ آیا متفکر می تواند از تفکر را مخفی نگاه دارد؟ آیا متفکر صاحب فکر است؟ آیا متفکر در چنگال فکر است؟ آیا تفکر جان متفکر را بر هم میزند و آشفته احوالش می کند؟ آیا تفکر شهر متفکر را نیز بر هم می زند و به آشوب می کشد؟ آیا هگل بر حق بود که آتن را افلاطون از هم پاشید؟ آیا ایران را تفکر غربی به آشوب کشانیده؟ آیا می توان این آشووبها را با سیاست مهار کرد؟ آیا خمینی متفکر بود یا سیاستمدار؟ آیا به پند او که «غرب را فراموش کنید» می توان عمل کرد؟ آیا این یک پند اخلاقی است؟ انشاء است؟ آیا خودش غرب را فراموش کرده بود؟ چرا خود اینهمه آرام بود؟ آن آشوب چگونه دامنش را نگرفت؟ چرا فردید اینهمه آشفته بود؟ آیا می توانست غرب را فراموش کند؟ آیا ما می توانیم؟ چرا فردید به ایدئولوژی بدل شده است؟ آیا خمینی ایدئولوژی داشت؟

نسبت ایدئولوژی و تفکر چیست؟ آیا می توانیم سخن متفکران جامعه ی خود را با گوشی غیر از گوش نیوشای ایدئولوژی و اخلاق و سیاست بشنویم و با چشمی غیر آن بخوانیم؟ چرا برخی طرفداران ایدئولوژیک خمینی، ایدئولوژی فردیدی را می پسندند و برعکس؟ آیا همه باید متفکر باشند؟ در غیر اینصورت آیا ظهور تفکر در جامعه صورت اخلاقی و هنری و سیاسی پیدا می کند؟ آیا ما فقط متفکران را به دادگاه ایدئولوژی می بریم؟ آیا همواره شاعران در زمانه ی عسرت می زیسته اند؟ آیا روزی بوده که سیاست جای خود را می شناخته و متعرض متفکر نمی شده؟ آیا پیگرد ملاصدرا پیگردی سیاسی بود؟ آیا تفکر ملاصدرا و ابن سینا نظم جامعه ی صفوی را رقم زده بود؟

ضمیمه: آیا می توان از عمل سیاسی و اخلاقی برکنار ماند؟

‌د. آیا تفکر فیلسوف (متفکر) راهنمای عمل اوست؟ آیا فلسفه فیلسوف را پریشان می کند و در عین حال می سازد؟ آیا همین کار را با شهر فیلسوف می کند؟ آیا این آشفتگی ها مانع عقل معاش نیست؟ آیا ما را خمینی به آشوب کشیده؟ چرا مالزی و ترکیه و حتی عربستان سعودی اینهمه آرام اند؟ آیا عقل معاش ما و نظم شهر ما به خوبی آن بلاد هست؟

‌ه. آیا کشتن آدم بد است؟ آیا قصاص بد است؟ آیا کشتن تروریستها بد است؟ آیا اندیشه ای مروج پرهیز از هرگونه خشونت، خود می تواند برکنار از خشونت بماند؟ چرا بوداییها پنجاه و دو هزار مسلمان و آمریکاییها (مسیحیان لیبرال) بین ششصد هزار تا پنج و یک دهم میلیون نفر عراقی را به دیار باقی فرستاده اند؟ آیا عمل آمریکاییها در کشتن تروریستها نامشروع است؟ عمل بشار اسد چطور؟ آیا ما در موافقتمان در مواجهه با عمل اخلاقی در آن شریک می شویم؟ آیا در نظم مقتضی آن عمل هم ؟ با سکوت و مخالفت هم می توان شریک شد؟ آیا می توان عالمی نداشت؟ آیا پوپر اشتباه میکرد که اخلاق مسئول خشونت است؟ آیا عمل پوپر در مخالفت با افلاطون یک عمل اخلاقی بود؟

آیا می توان اخلاق و خشونت را مهمل گذاشت؟ شما با اسد و اعمالش مخالفید یا موافق؟ آیا سکوت آسان است؟ چه چیز سکوت را دشوار می کند؟ چرا ما این قدر دستهایمان را می شوییم؟ آیا شستن دستها بعد از اجابت مزاج چنانکه برخی می گویند جنبه های روانی هم دارد؟ آیا ما اینهمه نیاز به تمیز شدن داریم؟ خودمان را از چه چیز پاک می کنیم؟تا زانو همگی در خون نیستیم؟ این جهان تازه ای است یا ما راه های تازه ای برای تبعات روانی خشونتهایمان یافته ایم؟ آیا راست است که ما به اینجا هبوط کرده ایم؟ منظور فرشتگان از گفتن اینکه «اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء؟» چه بود؟ خدا چه می دانست که فرشته نمی دانست؟ آیا خشونت بد است؟ آیا می توان هنگام ارتکاب خشونت شرمنده و پشیمان نبود؟ آیا این ویژگی بی وجدانهاست؟ چرا بسیجیها مشتاق قتال بودند و حتی پیامبران؟ آیا می توانیم مشتاق کشتن صهیونیستها باشیم؟ آیا جمهوری اسلامی... ؟ آیا ما را فریفته اند؟ آیا سربازان حسن صباح و بسیجیان خمینی در یک وضعیتند؟ آیا این شباهت بی اهمیت است؟ آیا برای اشتیاق به کشتن صهیونیستها نیاز به پیروی کورکورانه داریم؟ آیا راهی میان مخالفت با کشتن تروریستها و مخالفت با کشتن مردم به دست تروریستها هست؟ آیا راست ااست که برای شروع جنگ تصمیم یک طرف کافی است؟ آیا راهی هست که ایران و اسراییل به مرگ نظامیان یکدیگر راضی نباشند؟ آیا مخالفت با هردو کودکاه و حتی ابلهانه نیست؟

[ چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 ] [ 20:2 ] [ علی کهندل شیرازی ]
این مستند فوق العاده است

                  فوق العاده است

                      فوق العاده است                                        دانلود                          

[ شنبه هفدهم آبان 1393 ] [ 18:13 ] [ علی کهندل شیرازی ]
از 26 آبان شروع میشه .

[ شنبه هفدهم آبان 1393 ] [ 18:6 ] [ علی کهندل شیرازی ]
سلام

لطفا توجه کنید؛ از نوشتن تاریخ خاص به دلیل احتمال لغو کلاس ها خودداری شده است. ولی ترتیب نوشتن نواریون برای هر درس مشخص است. پس به ترتیب توجه نمایید؛ مثلا در درس درمان، ترتیب نوشتن همیشه به این صورت است : گروه دوانی- باستان بعد گروه غفوری-رستمی-آوری بعد گروه رنجبر-شاهمرادی بعد گروه قهرمانی-دستغیب-رفیعی-محمدی و بعد گروه سعیدواقفی-ممتحن-مهیمنی و دوباره گروه دوانی-باستان الی آخر.

هرگونه تغییر در برنامه به اطلاع خواهد رسید .

برنامه درس درمان :

از 2 شنبه مورخ 19/8/93 الی آخر :

به ترتیب : گروه رنجبر / گروه خانم قهرمانی / گروه خانم سعید واقفی / گروه خانم دوانی / گروه آقای غفوری الی آخر

برنامه ی درس فارماسیوتیکس از شنبه مورخه 17/8/93 الی آخر :

به ترتیب : گروه خانم خیاط / گروه خانم روحی / گروه آقای بهبهانی الی آخر

برنامه ی درس سم شناسی از جلسه ی بعد (احتمالا 27/8/93) تا پایان ترم :

به ترتیب : گروه آقای کاظمینی / گروه خانم صحراپور / گروه خانم عزتی و به همین ترتیب تا پایان

برنامه ی درس شیمی دارویی از شنبه مورخه  17/8/93 تا آخر :

به ترتیب : گروه خانم آزادی / گروه خانم تقی زاده / گروه خانم صادقی منش / گروه آقای صابر / گروه خانم همتیان

برنامه ی درس کنترل میکروبی از 4 شنبه مورخه 21/8/93 الی آخر :

به ترتیب : گروه خانم آقاجانی / گروه خانم عمادی / گروه خانم عمرانی الی آخر

* در مورد گروه آقای مرادی پور : چون در بین گروه های دیگر واقع می شود، به موقع اطلاع داده خواهد شد. بدیهی است که ترتیب نوشتن به همان روال بالا خواهد بود و تنها این گروه در ترتیب یک وقفه ی کوچک ایجاد خواهد کرد.

سپاس و پوزش.

 

[ جمعه شانزدهم آبان 1393 ] [ 13:45 ] [ محسن رنجبر ]
از کتاب سیری در سیره نبوی تالیف مرحوم مطهری:(اولیش مخصوصاً خیلی جالبه به عنوان تمهیدی برای ورود به پست بعدی هم مناسبه!)

1- نشانه خشنودی خدا از مردمی ، ارزانی قیمت ها و عدالت حکومت آنهاست.

2-از ناسزا گفتن ، به جز کینه مردم سودی نمی بری.

3-هر قومی شایسته حکومتی است که دارد !

4-اگر فال بد زدی ، به کار خود ادامه بده و اگر گمان بد بردی ، فراموش کن ، و اگر حسود شدی ، خوددار باش.

5-دست یکدیگر را به دوستی بفشارید که کینه را از دل می برد.

6-در یک سطح زندگی کنید تا دلهای شما در یک سطح قراربگیرد . با یکدیگر در تماس باشید تا به هم مهربان شوید.

7-نفرین باد بر کسی که بار خود را بر دوش دیگران بگذارد.

8-مبادا که ترس از مردم شما را از گفتن حقیقت باز دارد.

9-مرگ، ما را از هر ناصحی بی نیاز می کند.

10- دوستی خود را به دوست ظاهر کن تا رشته محبت محکمتر شود.

11-آفت دین سه چیز است : فقیه بدکار ، پیشوای ظالم ، مقدس نادان!

12-چه بسا که از خود ستایی ، از قدر خود می کاهند و از فروتنی ، بر مقام خود می افزایند.

خوشا کسی که زیادی مال را به دیگران ببخشد و زیادی سخن را برای خود نگاه دارد.

[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ 21:10 ] [ علی کهندل شیرازی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

رشته داروسازی سرحلقه درمان همه بیمارانی است که چشم امید به داروهای مؤثر، کم ضرر و پر اثر دوخته‌اند. ابزار مداوا که دارو بخشی از آن است، نقش خود را به خوبی ایفا می‌کند و رشته داروسازی همان علمی است که در ساخت و تولید دارو و دادن اطلاعات داروئی خدمات ارزنده‌ای را ارائه می‌دهد
امکانات وب